توسط:سوژه ی قاصدک ها
ربّ اشرح لی صدری ویسّر لی أمری واحْلُل عقدهً من لسانی یفقهوا قولی.(طه: 25)
ربّ ادْخلنی مُدخل صِدقٍ واخْرجنی مُخرجَ صِدقٍ واجْعل لی من لدُنكَ سُلطاناً نصیراً.(الاسراء: 80)
درود بر استاد بزرگوار
طاعات و عبادات تان قبول
ما را از دعای خیرتان بی نصیب نگذارید که بس محتاجیم...
-------------
سلام خانم تاجیکزاده
در بخش های بعدی می خواستم به این آیه شریفه که از آیات معروف است بپردازم وبا اشاره شما آن را مقدم کردم
سخنرانان مذهبی قدیمی در منبرهای خود قواعد و صناعات ادبی را بیشتر رعایت می کردند .یکی از آنها صنعت براعت استهلال بود
این آیه شریفه را نیزکه ما از زمان کودکی می شنیدیم زیرا هرروحانی بالای منبر می رفت اول آنرا می خواند .البته این آیه بیشتر جنبه دعایی آن مورد نظر بوده است به خصوص واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی که سخنران دراین آیه از خداوند می خواهند که گره از زبان او بگشاید ومعارف رانده بر زبانش مورد فهم ودقت شنونده قرار گیرد
به عبارت دیگر خواندن این آیه بخشی ومقدمه ای از براعت استهلال بوده است
-------------
تعریف
براعت استهلال
براعت در لغت به معنای تفوق و برتری یافتن است
و استهلال در زبان عربی به معنای جست وجو کردن هلال ماه نو در آسمان، به کار می رود.
علاوه بر این اولین بانگ گریه نوزاد را نیز استهلال گفته اند(4:ذیلبراعت).
در اصطلاح علم بدیع، براعت استهلال یکی از صنایع و آرایه های ادبی است که تعاریف متعددی از آن شده است:
1.آوردن کلمات و جملات دقیق، عمیق و زیبا در آغاز اثر یا قطعه ادبی، بدان صورت که کلیّت معنایی و زبانی وو زیبا شناسانه متن را به صورت فشرده بنمایاند.
براعت استهلال پیش درآمدی است کوتاه برای نمایش کلی اثر از نظر معنایی و بیانی).
2.آغاز کلام در نثر یا نخستین بیت در شعر، مناسب حال باشد و اشارتی باشد بدانچه متکلم قصد دارد که در آن شعر یا نثر بگوید، با عبارتی ساده و روشن و بدون تکلف و تعقید به گونه ای که لطیفة الالفاظ و جمیلة المعانی 2 هم (2).لطیفة الالفاظ و جمیلة المعانی-دارای کلمات و واژه های لطیف و معانی زیبا باشد، حشو و زواید و الفاظ دور از ذهن در آن وجود نداشته باشد
3.براعت استهلال آن است که بین مقدمه اثر با موضوع آن تناسب معنایی اجمال و تفصیل باشد یعنی از مطالعه مقدمه مختصر، جو کلّی کتاب یا موضوع آن آشکار گردد.این امر به کمک استعمال لغات خاص علم یا مطلبی که کتاب درباره آن است و یا با اشاره به سرنوشت قهرمانان داستان در مقدمه تحقق می پذیرد).
4.[از صنایع لفظی ]که به موجب آن در ابتدای نوشته پیش از آنکه به مسائل آن موضوع بپردازند، به اجمال به عباراتی اشاره کنند که آن عبارات دلایل بر مسائل و مباحث آن موضوع کنند.نیز براعت استهلال یعنی آغاز سخن به گونه ای که مناسب مقصود باشد).
5.این صنعت متفرع برحسن ابتد 3 است و آن چنان باشد که ابتدای سخن مناسب با مقصود باشد
6.عبارت است از مناسب ابتدای سخن با مقصود، یعنی متکلم در مبداء کلام به لفظی چند متلفظ گردد کهبراعت استهلال آن است که بین مقدمه اثر با موضوع آن تناسب معنایی اجمال و تفصیل باشد یعنی از مطالعه مقدمه مختصر، جو کلی کتاب یا موضوع آن آشکار گردد.این امر به کمک استعمال لغات خاص علم یا مطلبی که کتاب درباره آن است و یا با اشاره به سرنوشت قهرمانان داستان در مقدمه تحقق می پذیرد.مستمع را به شنیدن آن الفاظ، فی الحال ذهن منتقل شود، بدان که غرض گوینده چیست و در چه معنی سخن خواهد گفت).
7.براعت استهلال عبارت است از آن که در دیباچه کتاب یا مطلع قصیده، الفاظی بیاورند که دلالت بر مراد و مقصود نماید(.این تعاریف از منابع قدیم و جدید نقل شده است، آثاری تألیف یافته از قرن 8 تا قرن 14.در بررسی اینپیشینه چکیده را به ادوار باستانی رسانده اند، زمانی که نوشتن روی الواح گلی آغاز شد.به این ترتیب یک براعت در لغت به معنای تفوق و برتری یافتن است و استهلال در زبان عربی به معنای جست وجو کردن هلال ماه نو در آسمان، به کار می رود. علاوه بر این اولین بانگ گریه نوزاد را نیز استهلال گفته اند
---------------
مطلب بالا را از این وبگاه نقل کردمwww.humanitiesportal.com