خونین دلان

خیال ها خواب ها خواسته ها خامی ها خستگی ها

به پروازند دل‌ها بال در بال کبوترها

دل من هم به پرواز است دنبال کبوترها

چو مهرش را به دل داریم و دور از دیدن یاریم

طلب را نامه‌ها بستیم بر بال کبوترها

دل بی‌طاقت ما در تب دیدار می‌سوزد

به کوی دوست، پرواز است آمال کبوترها

صفایی باشد و شوری در این پرواز عرفانی

خوشا حال دل عاشق، خوشا حال کبوترها

سرودن، پر گشودن، در حریم یار بودن را

چه مشتاقند در این مُلک، امثال کبوترها

خدا را شاکرم، شکرانه جان را پیشکش آرَم

که عمری رشک می‌بردم به اقبال کبوترها

پریدن، دانه چیدن در حریم او صفا دارد

تماشایی است در این حال، احوال کبوترها

رهایی، پر زدن، پرواز تا بر بام آزادی

سزد نامند اگر امسال را سال کبوترها

بگو با آن که حال عشقبازان را نمی‌داند

جهان از آن تو باشد، حرم مال کبوترها

شاعر:محمد نیک

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۶/۰۴ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

 

 
 

*ضمن تشکر که فرصتی در اختیار سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری حوزه قرار دادید در ابتدا معرفی اجمالی از خود ارائه دهید؟

بنده ابوالقاسم احمدی نژاد هستم و در سال 59 وارد حوزه علمیه قم شدم، در کنار تحصیلات حوزوی نیز سلسله مباحثی در زمینه مسائل تربیتی کودک، نوجوان و جوان داشتم و از سال 1378 تا کنون نیز در فضای مجازی فعال هستم که بخشی از آن به عنوان کار پژوهشی و بخشی هم به عنوان مدیریت برخی از پایگاه‌ها مانند حوزه نت ؛ نور مگز ؛ نور لایب و برخی پایگاه هایی که در حوزه علمیه قم با استقبال خوبی مواجه شده اند مشغول انجام وظیفه بوده ام.

*نگاه اسلام و روایات به دختر و جایگاه دختر در خانواده و نکات تربیت دینی دختران در محیط خانواده چگونه می باشد؟

بنده نیز به سهم خود فرا رسیدن میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها و روز دختر را تبریک عرض می‌کنم ؛ در دین اسلام ویژگی خاصی برای دختر ذکر شده است که بهترین مؤید این نگاه سیره اهل بیت(ع) است که ما می‌بینیم پیامبر و ائمه در برخورد با دختران به نکاتی اشاره می‌کرده اند که نشان دهنده این معناست از باب نمونه می توان به برخورد پیامبر اسلام(ص) با حضرت فاطمه زهرا(س) اشاره کرد که حضرت به درب منزل دخترشان تشریف می آوردند و اظهار محبت می کردند .

از این نگاه یک برداشت می‌توانیم انجام دهیم به این معنی که انسانی کامل که پیامبر باشند در این برخوردها به ما آموزش می‌ دهند که با دختران خود چگونه برخورد کنیم.

 در روایات می‌بینیم که نسبت به دختران و تربیت آنها و محبت کردن به آنها این نگاه ویژه دیده می‌شود.

به نظر بنده اولین چیزی که در نظام تربیتی اسلام با آن مواجه هستیم فلسفه و هدف تربیت بوده و ما باید ببینیم که در نظام آموزشی چه هدفی از تربیت داریم و بعد از آن به محتوای تربیت و سپس به روشهای تربیتی می‌رسیم.

در نظام تربیتی اسلام آنچه که انسان با آن برخورد می‌کند این است که وقتی قرآن هم می‌ فرمایند شما را از بطون مادرانتان به دنیا آوردیم هیچ چیزی نمی دانستید این نشان می‌ دهد که انسان ویژگی هایی در وراثت به لحاظ روحی دارد اما به لحاظ علمی هیچ علمی ندارد. بنابر این ما صاحب فطرت دینی هستیم که با آن خلق شده ایم اما این فطرت دینی باید در فضای جامعه رشد کند و اولین مسأله این است که ما باید به دخترانمان آموزش دهیم. در مقطع بعدی باید این آموزش را بر اساس یک الگو و برنامه قرار بدهیم که همان نظام تربیتی اسلام است.

در نظام تربیتی اسلام چه در مسائل روز مره زندگی یا دیگر مسائل، روان شناسان می‌ گویند دختران از تولد تا بلوغ دوره ای دارند که باید در این دوره مسائل آموزشی رعایت شود اما دوران سخت تربیت دختران دوران بلوغ است که از آن به دوره بحران هم یاد می‌شود.  تغییرات جسمی و روحی و عاطفی و نگاه جامعه و نگاه خانواده به آنها و برعکس نگاه آنها به جامعه و خانواده و دوستانشان در دوران بلوغ دچار تحولی می‌شود که باید در این دوره مادران به دختران خود کمک کنند و با مطالعات و جلساتی که امروزه زیاد در سطح حوزه نسبت به تربیت خانواده برگزار می‌ شود یا در کانون‌ ها و مراکز اسلامی از این دوره گذر کنند. چنانچه این دوره گذر را خوب بتوانیم تبیین کنیم مشکلات ما بعد از بلوغ دختران کمتر خواهد شد و دختر آماده ازدواج و همسرداری می‌ شود.

*این نظام تربیتی را چگونه اجرایی کنیم؟

اما آنچه مهم است این که نباید نسبت به این قضیه دچار افراط و تفریط بشویم؛ قرآن کریم می‌فرماید:« ادْعُ إِلى‏ سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ؛ نحل آیه 125»  این موعظه که خداوند می‌فرماید دیگران را به آن راه بخوانید دارای صفت حسنه می‌داند. این موعظه حسنه و واژه‌ها و آموزه های دینی را دشمنان ما آنقدر مورد تهاجم قرار داده اند که ما از آنها دست برداشته ایم در حالی که باید برعکس باشد و هر چقدر آنها در باطل خود پافشاری می‌کنند ما باید در موضع حق قرآن پافشاری کنیم و چون قرآن حق است پیروز می‌ شویم. خود قرآن به ما می‌ فرماید اولاً موعظه و وعظ و گفت و شنود باشد و این گفت و شنود باید به طریق موعظه حسنه باشد یکی از اشکالات ما این است که وقتی با پرسش چالشی مواجه می‌ شویم موعظه حسنه را کنار گذاشته، به جدال و تحکم و تحقیر روی می‌ آوریم و از قرآن دور می‌ شویم کما اینکه  و ائمه در مورد کفر ، ایمان و امامت آنقدر خوب برخورد می‌کرده اند که مخاطب قانع و آرام می شد،اینکه ما در برخورد با دخترانمان نمی توانیم مجادله احسن داشته باشیم بحث مهمی است که در خانواده، در مدرسه یا در رسانه‌ ها و شبکه های اجتماعی آثار بی توجهی به این امر قابل مشاهده می باشد.

*یکی از آسیب های جدی جامعه امروزی ورود دختران ما در شبکه های اجتماعی؛ خودنمایی و ارائه تصاویر نامناسب با ارزش های دینی و مذهبی ما دارد این خود اظهاری را چگونه ارزیابی می کنید و راه مقابله با این جریانات چیست؟

یکی از این ویژگی های این شبکه ها این است که عرصه ای برای دیده شدن است و افراد می‌ خواهند در این شبکه‌ ها دیده شوند که به صورت های مختلف نمایان است. شما اگر با نمای اسلامی جلو بیایید این دیده شدن می‌تواند در گروه هایی که برای تفسیر قرآن و امثال آن موجود است خود را اظهار کند.

خانواده ها باید به دختران خود بفهمانند که این شبکه‌ ها توسط اتاق های فکری که بر ضد دین، ملت و نظام ما هستند رصد می‌ شوند و می‌ خواهند دختران ما را به گرایش های مختلف و متفاوت و همچنین عرفان ها و مکاتب کاذب کشانده و آنها هم باید این توجه را داشته باشند.

 اما از سوی دیگر ما نمی توانیم خود را از جامعه جهانی جدا کنیم و در تعاملات اقتصادی و فرهنگی باید وارد این عرصه بشویم که احتیاج به آگاهی دارد و پدران و مادران که متکفل این قضیه هستند و همچنین حوزه های علمیه خواهران و وزارت ارشاد باید هم خودشان آگاهی داشته باشند و هم این آموزش را همگانی کنند. بنابر این جامعة الزهرا(س) و حوزه علمیه خواهران باید کارشناسان خود را وارد این عرصه کنند که شده اند اما این ورود باید به گونه ای باشد که این عرصه را در قبضه خود قرار بدهند یا حد اقل این اندازه ضعیف نباشند.

شما می‌بینید با چند کلیپ و فیلم و صوت می‌توان مطالب را به جامعه دینی و دخترانمان عرضه کنیم که البته تجربه ما در این زمینه کم است.

قطعا زمانی که در ارائه سبک زندگی دینی دختران در فرهنگ و نظام تربیتی اسلام سخن می گوییم نیازمند ارائه الگو می باشیم این الگو بودن به چه معناست و آیا  در ارائه الگوی کامل اسلامی به دخترانمان موفق عمل کرده ایم؟

قطعا ما نیازمند معرفی الگوی کامل در این زمینه هستیم از باب نمونه زمانیکه ما می‌ گوییم حضرت معصومه سلام الله علیها الگوست، این الگو بودن به این معناست که باید سیره علمی و عملی این بزرگوار به خوبی و زیبایی تبیین و معرفی بشود ؛ اینکه یک دختر در یک حرکت مکتبی و عاطفی حرکت می‌ کند و انقلابی در فضای اجتماعی و سیاسی آن روزگار به وجود می آورد مسئله مهمی است که می تواند بررسی ابعاد مختلف آن در معرفی الگوی کامل زن مسلمان  مفید و ثمر بخش باشد؛ همانطور که حضرت زینب(س) در کربلا حماسه آفرید حضرت معصومه(س) درزمان امام رضا حماسه آفرید اما ما نتوانستیم این حماسه را عرضه کنیم و بنا به فرمایش مقام معظم رهبری در قالب هنر ریخته نشده که ماندگار بشود.

 البته در زمینه ادبیات و شعر گام های بلندی در زمینه حضرت معصومه و ائمه برداشته ایم اما در زمینه رمان و سایر زمینه های هنری گام های مناسبی برنداشته ایم ؛ ما باید سرمایه گذاری بیشتری در این زمینه داشته باشیم.

*دختر شایسته در ادبیات دینی ما چه ویژگی هایی دارد و خانواده ها در تربیت دختران شایسته چه نقشی می توانند ایفا کنند؟

دختر شایسته مسلماً با توجه به جایگاه دختر خوب در خانواده بررسی می شود؛ دختر شایسته دختری است که در یک محیط عادی زمینه بروز فطرت الهی برای او آماده شده و زمینه شکل گیری دختر شایسته را خانواده ها باید مهیا کنند؛

از دختر علامه طباطبایی سؤال شد که پدرتان چطور شما را به مسائل دینی و حجاب تشویق می‌ کردند؟ ایشان بیان کردند که ما خود به خود به این سمت آمدیم و مادر و پدر به گونه ای فضا را آماده کردند که دختر بر طبق فطرت طبیعی خود به این سمت حرکت می‌کند و بعدها از این حجاب و نماز خواندن دفاع می‌ کند.

 از لحاظ روان شناسی ما باید این فضا را آماده کنیم و آسیب‌ ها و چالش ها را هم مورد نظر داشته باشیم. در حالی که در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی قرار گرفته ایم سعی خانواده‌ ها برای تربیت دختران باید بیشتر بشود تا زمان مشخصی باید از دختران خود مراقبت کنیم که این مراقبت به معنای ایجاد محدودیت نیست که در متون دینی به این مراقبت اشاره شده است. اگر در خانواده روی فطرت الهی دختران دقت شود در مراحل بعدی این دختر خود به خود در مورد جایگاه خود فکر می‌کند و به طور طبیعی به سمت الگو هایی مانند حضرت معصومه سلام الله علیها کشیده می‌شود و خود او به دنبال شناخت الگوهای دینی قدم بر می دارد و الگو بودن به این معناست که ما باید طوری مسیر و گرایش ها را آماده کنیم که اینها بتوانند خود را در آن گرایش ها نشان بدهند.

*با توجه به ساختار فیزیکی و عاطفی دختر به نظر حضرتعالی رشته های علمی مناسب برای ایشان چیست؟

خداوند انسان را آفریده و ویژگی های انسان در کلام وحی و درلسان ائمه وارد شده است. بنابر این رشته های تحصیلی دختران باید متناسب با آنها تبین بشود. اینکه بخواهیم از غرب عقب نمانیم و در بحث حقوق بشر و تساوی زن و مرد متهم نشویم و وارد دام غربی‌ها بشویم کار اشتباهی است.

لذا باید بر رشته هایی که برای خانمها مناسب است پافشاری کنیم رشته هایی که مربوط به خودشان است مانند مامایی چه رشته هایی که مشترک است مانند روان شناسی، بسیاری از افسردگی‌ها و ناهنجاری های دختران را یک روان شناس خانم بهتر می‌تواند درمان کند و بحث بزهکاری های اجتماعی هم همینطور است. یک دختر بهتر می‌تواند احوال یک دختر فراری را درک کند. این رشته‌ ها برای دختر خانم‌ها بسیار مناسب است و ما نمی توانیم رشته هایی که احتیاج به فعالیت های مردانه دارد به خانم‌ها توصیه کنیم اما در رشته های مشترک هم گرایش های مخصوص خانم‌ها وجود دارد مانند رشته عمران که در وهله اول یک رشته مردانه به نظر می‌رسد اما در بحث نقشه کشی که ظرافت خاص خود را دارد برای خانم‌ها مناسب تر به نظر می رسد ؛ دختران ما در رشته های پزشکی بسیار موفق خواهند بود و در علوم انسان به معنای عام خانم‌ها موفق خواهند بود.

*سن مناسب ازدواج برای یک دختر چه سنی می باشد؟

سن مناسب ازدواج یک سن خاص نیست. به این دلیل که در سنین مختلف و مراحل مختلف الگوهای مناسبی را می‌بینیم ؛بنده ازدواج هایی را سراغ دارم که در سنین پایین انجام شده که بسیار موفق است؛ البته ممکن است دختر خانم ها در سنین پایانی دانشگاه ازدواج کنند و موفق باشند اما تجربه جامعه ما این است که ازدواج در سال های آخردبیرستان و ابتدای دانشگاه موفق تر هستند اگر سن ازدواج از سال های ابتدایی دانشگاه عبور کند سطع توقعات بالا می‌رود و مقایسه های بی مبنا پیش می‌آید و اگر سن دختران ما از سن ازدواج عبور کند شاید دیگر نتوانند به جرگه تأهل وارد شوند چرا که هم دیدگاه دختران ما تغییر می‌کند و همچنین نگاه جامعه ما به آنها تغییر می‌کند امروزه جوانان ما خواستار ازدواج در سنین بین هجده تا بیست و یک سال است چنانچه دختران ما در این سنین ازدواج نکنند اینطور نیست که به مشکل برخورد کند اما جامعه امروز ما به این رسیده است که سن زن و شوهر باید طوری باشد که با هم بزرگ شوند و با هم شریط زندگی را فراهم کنند موفق تر هستند. دختران و پسرانی که در سنین جوان تر زندگی خود را شروع کرده اند موفق تر از کسانی هستند که با انگیزه های مادی یا تحصیلی در سنین بالا ازدواج کرده اند.

*سخن پایانی

نگاه ما به دختر باید نگاه ارزشی باشد تا دختران ما مورد تکریم واقع شوند. چنین دختری زمانی که رشد کرد باعث تسکین جامعه می‌شود که قرآن می‌فرماید:« لِتَسْكُنُوا إِلَيْها، روم آیه 21» این آرامش آرامش فکری و روحی است که جامعه می‌تواند بوسیله دختران ما به دست بیاورد،ما الگو های مناسبی برای دختران خود داریم که باید این الگو ها را فریاد بزنیم.

حضرت معصومه و نگاه ایشان به دین و امامت، مسائل عاطفی و مسائلی که در زندگی حضرت فاطمه معصومه وجود دارد می‌تواند الگوی دختران باشد و ما از نظر معرفی الگو ها بسیار ضعیف هستیم و در عرصه های هنری مانند فیلم و تئاتر و رمان نتوانسته ایم الگوهای خود را معرفی کنیم.

در زمینه هایی که مورد تهاجم فرهنگی است، زنان و دختران ما در نوک پیکان این تهاجم قرار داند. عده ای می‌ گویند چرا دائم به حجاب می‌پردازید آیا ربا و اختلاس مهم نیستند؟ همه این مسائل مهم هستند اما برخی از مسائل برای ما حکم پرچم را دارند، چرا می‌گویند نماز بخوانید و اذان بگویید؟ شما اگر نماز و اذان را در جوامع غربی ببرید به این معنی است که مسلمان هستید اگر کسی حجاب را قبول ندارد به این معناست که دین را قبول ندارد حالا بر چه اساسی قبول ندارد مسأله دیگری است اما متولیان فرهنگی و هنری ما به الگوهای ما ضربه می‌زنند در صدا و سیما و سینما و جشنواره های سینمایی کسانی را که از نظر ما مورد تأیید نیستند در شبکه های اجتماعی بعنوان الگو معرفی می‌کنیم. باید الگوهای خود را در شبکه های اجتماعی تقویت کنیم.ما باید بدانیم که مسلمان هستیم و این گوهر و صدف را با زمینه و گرایش و ادبیات مناسب خود پرورش بدهیم و دختران ما حتی در عرفان و در علم می‌توانند موفق باشند.

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۲۸ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

دیدم کفران نعمت می شود اگر امروز را تبریک نگویم

خدا را شکر دیشب با عیال گرامی موفق شدیم مقدار کمی جهیزیه برای یک دختر خانم تهیه کنیم با کمک فامیل

اذان مغرب را گفتند نماز مغرب را خواندیم و نیم ساعت طول کشید تا در تاریکی شب به منزلشان برسیم..الحمدلله نه چهره پدرشان را دیدم . نه...

تازه وقتی برگشتیم منزل وساعت ده اخبارگو می خواست اخبار بگوید از دسته گل یادم آمد عجب ....ببین خداوند چه توفیقی داده به ما که شب تولد ..هدیه بردیم وخانواده ای شاد شدند

خدایا متشکرم ...بنده ات را قابل دونستی

حضرت معصومه متشکرم .....سایه تان همیشه بر سر من وخانواده ام مستدام باد

آمین

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۲۵ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

با توجه به کسادی بازار بلاگفا بعد از آن حادثه مسدود شدن طولانی و عدم دسترسی افراد به وبلاگهایشان...و از طرفی با توجه به رونق شبکه های اجتماعی در واتساپ... حضور بنده هم کمی کم شده است ..البته در شبکه های اجتماعی فقط در شبکه بچه های مسجد مهدی موعود حضور دارم ..آنجا هم پیرمردهای مسجد مثل دکتر ترکی .....و تعداد ی جوان هستیم ویادی از گذشته ها ودوستان شهیدمان در مسجد محله مان در آبادان داریم والبته گاه به گاه هم بحث های سیاسی وفرهنگی...

بهرحال به نوعی آن اندک وقتی هم  که داشتیم بیشتر به آنجا اختصاص یافته است...

سعی می کنم بحث عشق را  ادامه دهم

از تمامی دوستان با توجه به کمی حضور بنده باز هم محبت دارند وپیغام های خصوصی و عمومی می گذارند تشکر می کنم ..از ترمه خانم ..ساحل مهربانی ها...مانیا ..پلکان واژه ها..رها.....و تمامی عزیزانی که فعلا حضور ذهن ندارم

مرز در عقل و جنون باریـــک است

کفر و ایمان چه به هم نزدیک است

 

عشق هم در دل ما سردرگم

مثل ویرانی و بهت مــــــردم

 

گیسویت تعزیتی از رویـا

شب طولانی خون تا فردا

 

خون چرا در رگ من زنـجیر است 

زخم من تشنه تر از شمشیر است

 

مستم از جام تهی حیرانی

باده نوشیده شده پنهانــــی

 

عشق تو پشت جنون محو شـده

هوشیاری است مگو سهو شده

 

من و رسوایی و این بار گناه

تو و تنهایی و آن چشم ســیاه

 

از من تازه مسلمان بگذر ، بگــذر

بگذر ، از سر پیمان بگذر ، بگذر

 

د ِین دیوانه به دین عشق تو شـــد

جاده ی شک به یقین عشق تو شد

 

مستم از جام تهی ، حیرانی

باده نوشیده شده پنـــــــهانی

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۰۸ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

برخی تکرارها موجب آرامش است .

اگر مثل سال های قبل باز هم موفق شوم شب های قدر در حرم باشم خوب می شود

وقتی در شب های قدر در حرم باشم احساس آرامش می کنم

((یا اَنیسَ الْقُلُوبِ!)).
((اى مونس و آرامبخش دلها!)).

 ((یا اَنیسَ مَنْ لاْاَنیسَ لَهُ!)).
((اى مونس آن كس كه مونسى ندارد!)).

 ((یا اَنیسَ الاَْصْفیاءِ!)).
((اى مونس پاكان و برگزیدگان !)).

 ((یا اَنیسَ الذّاكِرینَ!)).
((اى مونس آنان كه به یادت هستند!)).

 ((یا مَنْ بِهِ یَسْتَاءْنِسُ الْمُریدُونَ!)).
((اى كسى كه خواستارانت به تو انس گیرند و آرام یابند!)).

 ((یا اَنیسَ الْمُریدینَ!)).
((اى مونس خواهندگان !)).

 ((یا خَیْرَ الْمُسْتاءنِسینَ!)).
((اى بهترین موجودى كه به او انس گرفته مى شود!)).

 ((یا خَیْرَ مونِسٍ وَاَنیسٍ!)).
((اى بهترین همدم و مونس !)).

 ((یا مُونِسى عِنْدَ وَحْشَتى !)).
((اى مونس من به هنگام و حشتم !)).

 ((یا مَنْ انَسَنى وَاوانى !)).

((اى كسى كه مرا آرامش و قرار بخشیدى !)).

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۴ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

میان خاک سر از آسمان درآوردیم
چقدر قمری بی‌آشیان درآوردیم


وجب‌وجب تن این خاک مرده را کندیم
چقدر خاطره نیمه‌جان درآوردیم


چقدر چفیه و پوتین و مهر و انگشتر
چقدر آینه و شمعدان درآوردیم


لبان سوخته‌ات را شبانه از دل خاک
درست موسم خرماپزان درآوردیم


به زیر خاک به خاکستری رضا بودیم
عجیب بود که آتشفشان درآوردیم


به حیرتیم که ای خاک پیر با برکت
چقدر از دل سنگت جوان درآوردیم


چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم
ز خاک تیره ولی استخوان درآوردیم


شما حماسه سرودید و ما به نام شما
فقط ترانه سرودیم - نان درآوردیم -


برای این که بگوییم با شما بودیم
چقدر از خودمان داستان درآوردیم


به بازی‌اش نگرفتند و ما چه بازی ها
برای این سر بی‌خانمان درآوردیم


و آب‌های جهان تا از آسیاب افتاد
قلم به دست شدیم و زبان درآوردیم

سعید بیابانکی

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۱ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

نماز وروزه ها ی شما قبول درگاه دوست باشد ان شاالله

ظاهرا بلاگفا درست شده

حالا یک جستجویی بکنم تا مشخص بشه اوضاع چگونه است

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۰۴ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

چند روز پیش بعد از اینکه از تعمیر منزل فارغ شدم به وبلاگ دوستان مجازی سر زدم .از دوستان خوبم وبلاگ ترمه خاموش است .او که همیشه مرا بابا بزرگ خطاب می کند ودر این خطاب کردن خاص خاص است

در وبلاگش به بیماری اخیرش اشاره کرده بود با این پست

"چند وقت پیش پدر بزرگ مرحومم را در رویا دیدم و تعبیر رویا در کتاب های تعبیر خواب این بود که  یکی از اقوام متوفی خواهد مرد. بعد از آن من ذهنم پیش همه ی اقوام رفت. اما امشب با این گلودردی که یک هفته طول کشیده یاد خودم افتادم. نکند من باشم. خُب از خدا خواستم که اگر مرگ من نزدیک است به گونه ای به من بفهماند. قرآن را باز کردم و صفحه ی اول سوره ی انبیاء آمد؛ معنی: "روز حساب مردم نزدیک شده و مردم سخت غافلند و اعراض می کنند". مو بر تنم راست شد. چند لحظه به سختی نفس کشیدم. به همین راحتی دارم می میرم. من سی و چند ساله, با یک بچه ی کوچک با کلی کار نکرده و یک عالمه غلط کاری. یخ شدم. فردا قرار است بروم دکتر برای چکاپ. با خودم فکر کردم شاید دکتر بگوید به سرطان حنجره یا مری یا چه می دانم یک سرطان جدید ناشناخته مبتلا شده ام؛ آخر مدتی است که در بلعیدن غذا هم مشکل دارم. انگار لوله ی گوارشم تنگ شده. به عکاسباشی هم گفتم شاید مسافر بعدی خانواده من باشم. برّ و بر نگاهم کرد. بعد انگار که بغض کرده باشد اول کلی نصیحتم کرد و بعد گفت از این فکر ها نکن. خلاصه اینکه اگر این وبلاگ بیش از دو ماه بدون نوشته ی جدید بود بدانید که من ریق رحمت را سر کشیده ام وگر نه تا آخرین نفس چیزهایی خواهم نوشت. اگرچه مطمئنم که بالاخره می میرم. دوستتان دارم دوستان مجازی.

همین چند لحظه پیش باران شروع شد. دوباره ابر دوباره صدای باران است."

می خواستم بداند که که او وهمسر مهربانش عکاسباشی ودختر گلش رنگین کمان را دوست داریم.برایش از خداوند مهربان طلب صحت وسلامتی وسرافرازی دارم

زودتر خوب شو مادر هنرمند من مطمئن هستم که تو مادر بزرگ خوبی می شوی و قصه های شیرین برای نوه هایت تعریف خواهی کرد

 

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت آزرده گزند مباد

 

سلامت همه آفاق در سلامت توست

به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

 

جمال صورت و معنی ز امن صحت توست

که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد

 

در این چمن چو درآید خزان به یغمایی

رهش به سرو سهی قامت بلند مباد

 

در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد

مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد

 

هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند

بر آتش تو بجز جان او سپند مباد

 

شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی

که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد

 

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۶ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

جای پای رفتنت

بر قلبم حک شده

هیچ چیز آن را محو نمی کند

نه خیالت

ونه حتی

دوباره آمدنت

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۳ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

سال نو مبارک

ان شاالله همگی سالی پر از سلامتی ،موفقیت و زیارت داشته باشید

در آغاز تحویل سال الحمدلله رب العالمین همانند سال های پیش توفیق حاصل شد به همراه عیال گرامی وآقا علی اصغر در حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها باشم.دعاگوی دوستان بودم

سفر به گلپایگان وآبادان نیز انجام شد.هنوز مشغول تعمیر خانه هستم..ای کاش خانه آخرتم را نیز تعمیر می کردم

بحث عشق را به کمک یکی از دوستان از آغاز در وبگاه اندیشوران قرار داده ام تا در آن فضا مورد نقد وبررسی طلاب و اندیشوران قرار گیرد

اگر تعمیر خانه تمام شود ان شاالله با روحیه بهتری به بحث خواهم پرداخت

نوشته شده در شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۲ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |