X
تبلیغات
خونین دلان






















خونین دلان

خیال ها خواب ها خواسته ها خامی ها خستگی ها

إِنَّ اللَّهَ لَيَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا

********************************

خداوند متعال که مثل ما انسان ها نیست که هیجانات و احساسات بشری داشته باشد  بنابراین غضب خداوند متعال که با غضب حضرت فاطمه سلام الله علیها قرین است ظاهرا باید همان معنای مغضوب علیهم در سوره حمد باشد یعنی عدم خشنودی ،عدم حب.....

رضایت الهی هم همچنین است رضایت خداوند متعال مثل رضایت انسان ها نیست که آمیخته به احساسات باشد

اصلا خیلی ساده است که خداوند با غضب حضرت فاطمه غضبناک می شود وبا رضایت آن حضرت راضی می شود زیرا حضرت زهرا انسان کامل است

******************************

روز زن ومادر بر همگان مبارک باد

قدر دان مادرهایتان باشید و بر دست های پر محبت آنها بوسه زنید

******************************

خوشا به من که دست تو پرواز هدیه میکند

خوشا به تو که عاشقت صد بار گریه میکند

خوشا که قامتم رسد به میوه خیال تو

رسیده ای ! نچینمت ، منم حریف کال تو

مینوشم از چشمان تو

جرعه به جرعه شعر نو

حافظه ی دستان من

پر شده از دامان تو

***************

این شعر را از علی اصغر گرفته ام شاعر وخواننده اش را نمیدانم



نوشته شده در یکشنبه 1393/01/31ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

سرمربی تیم فوتبال استقلال در مورد بودجه استقلال و پرسپولیس ادامه داد: - See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930120001396#sthash.aYyMWGmC.dpuf
سرمربی تیم فوتبال استقلال در مورد بودجه استقلال و پرسپولیس ادامه داد: - See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930120001396#sthash.aYyMWGmC.dpuf

این گفته آقای امیر قلعه نوعی است

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930120001396

مدتی است که که در مقوله فرهنگ فوتبال به بیراهه می رویم .در این میان گاه به گاه حرکاتی وسخنانی زده می شود که بیشتر از سر نا آگاهی است.

خواندن وردها بر تیر دروازه ها ..گذاشتن ادعیه وکتاب های مقدس در کنار دروازه ها....

مطمئنم که بازیکنان ومربیان ما آدمهایی هستند که بنابر تربیت مذهبی خانوادگی ویا جامعه مسلمانی دست به این نوع کارها می زنند ولی اینها هم حد وتعریفی دارد

نیاید مقدسات را نا آگاهانه وارد اینگونه مقولات کرد

 

نوشته شده در پنجشنبه 1393/01/21ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

بانو

 بعد از سی سال 

هر روز به تو

غیرتی تر

یا  هر روزتو

 تازه تر

یا هرروز من

عاشق تر

************

ششم فروردین تولد نسیبه خانم و هفده هم تولد زینب خانم وبیست وسوم تولد آقا علی اصغر را از همین جا تبریک میگم

همه گل های من فروردینی هستند

ان شاالله در پناه خداوند مهربان و زیر سایه محبت اهل بیت علیهم السلام باشید عزیران بابا

-------------------------------------------

دوشنبه 18 فروردین1393 ساعت: 23:26 توسط:متعجب
راستکیه بانو بانو کردنتون ؟این بانو خانومتون که نیست
بانو احتمالا به مادرتون میگید دیگه؟
اگه هست مرد ای دیگه یاد بگیرن .
****************************
احمدی نژاد
این بانوی جمله های عمودی خانم وهمسرم و موجب برکت خانه مان است
واژه هایم هم نسبت به بانو غیرتی هستند وگرنه بیشتر می نوشتم
***********************
نفحات نفس
سلام .......
این بنده ی خدای متعجب نمیدونه...... نازنین ما چقدر دلشون جوون هستش و ما جوونا به عاشقانه هاشون چقدر غبطه میخورم[قلب]
************************
احمدی نژاد
سلام بر شما
شما لطف دارید
البته بنده به این دوستمان حسن ظن دارم
شایدم هم حق دارند از نوشته های بنده تعجب کنند.زیرا بعد از سی ودو سال زندگی  تعجب آور است طلبه ای مثل بنده این گونه راجع به همسرش بگوید
 شاید بنده غیر نرمال هستم
اما به این بهانه چند نکته را عرض می کنم
الف-یکی از مهارت های زندگی که در احادیث هم به آن اشاره شده اظهار وابراز محبت است..یعنی اگر کسی را دوست دارید اظهار وابراز کنید...ما معمولا فقط دلخوری ها وگلایه ها وانتقادها را ابراز می کنیم .در صورتی که باید برعکس باشد
ب-بانوی ما که حالا سن شان از پنجاه هم گذشته است نه اهل اینترنت هستند ونه کامپیوتر ...به گمانم اهل بهشت هستند.....زیرا می گویند
وقتی که قیامت  شد و بهشتیان به بهشت وجهنمی ها به جهنم رفتند بهشتیان به ملائکه گفتند:
ما در دنیا با کسانی رفت وآمد داشتیم و یا از خویشان وبستگان ما بودند ولی حالا آنها را در بهشت نمی بینیم ما  دلمان می خواهد خبری از آنها داشته باشیم حتی اگر در جهنم باشند بروید به آنها بگویید اگر ناراحت نمی شوند ارتباط وخبر از یکدیگر داشته باشیم
ملائکه قبول کردند وبه جهنم آمدند و موضوع را گفتند ..جهنمی ها زود پذیرفتند و گفتند خب به بهشتی ها بگویید یا از فیس بوک یا تویتر یا گرام..یا چت ویا حداقل ایمیل می توانیم ارتباط داشته باشیم
ملائکه از جهنم به بهشت آمدند وبه بهشتیان گفتند فیس بوک کار کردید
بهشتیان گفتند :نه
چت چی؟
نه
ایمیل بلد هستید
نه
..
نه
معلوم شد هیچ بهشتی ای اینها را بلد نیست
حالا حکایت بانوی ما است که بهشتی است ...شنیده ام دختر گلم این جمله ها را برای عیال محترمه اس ام اس کرده اند
ج-این همه گل وبلبل گفتن هیچ منافاتی با زندگی  و قهر وآشتی های شیرین زندگی روز مره ندارد..آخرین نمونه آن وقتی بود که در شمال بودیم و من وقتی دیدم جاده اصلی رامسر به چابکسر شلوغ است از جاده فرعی و از راه کتالم خواستم به چابکسر بروم ولی مسیر را اشتباه می رفتم و هرچه بانو ومادر آقا پارسا می گفتند که دست راستمان باید دریا باشد ولی اینجا دریا نیست من توجه نمی کردم و می گفتم :نه درست می رویم و از کسی هم سوال نمی کردم تازه ماشین آقا دادماد  هم پشت سر من می آمد  ..و بعد که متوجه اشتباهم شدم ....بانو به آقا پارسا می گفت: بابا جون چی میگه پارسا؟
پارسا کوچولو  هم ادای من را در می آورد ومی گفت :بلدم بلدم بلدم

نوشته شده در دوشنبه 1393/01/18ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

  • در مورد آیه شریفه و ربط آن به بحث عشق در بخش بعدی توضیح خواهم داد .اینک به بخش هایی از نفسیر نمونه که بصورت گزینشی برایتان آورده ام توجه بفرمایید
  • ترجمه فولادوند ما راه را بدو نموديم يا سپاسگزار خواهد بود و يا ناسپاسگزار.

  • ترجمه مجتبوی ما راه را به او بنموديم، يا سپاسگزار باشد و يا ناسپاس.

  • ترجمه مشکینی همانا او را به راه راست (در ابعاد زندگيش به هدايت تكوينى و تشريعى) راهنمايى كرديم، خواه سپاسگزار باشد خواه ناسپاس

  • ترجمه بهرام پور ما راه را به او نشان داديم، يا سپاسگزار است [مى‏پذيرد] و يا كفران [مى‏كند]

تفسیر نمونه

سوره انسان (دهر)

محتواى سوره ((انسان ))
اين سوره در عين كوتاهى محتواى عميق و متنوع و جامعى دارد و از يك نظر مى توان آن را به پنج بخش تقسيم كرد:
در بخش اول از آفرينش انسان و خلقت او از نطفه امشاج (مختلط) و سپس هدايت و آزادى اراده او سخن مى گويد.
در بخش دوم سخن از پاداش ابرار و نيكان است كه شاءن نزول خاصى در مورد اهل بيت (عليهم السلام ) دارد كه به آن اشاره خواهد شد.
در بخش سوم دلائل استحقاق اين پاداشها را در جمله هائى كوتاه و مؤ ثر بازگو مى كند.
در بخش چهارم به اهميت قرآن ، و طريق اجراى احكام آن ، و راه پرفراز و نشيب خودسازى اشاره شده .
و در بخش پنجم سخن از حاكميت مشيت الهى (در عين مختار بودن انسان ) به ميان آمده است .
براى اين سوره نامهاى متعددى است كه مشهورترين آنها سوره ((انسان )) و سوره ((دهر)) و سوره ((هل اتى )) است كه هر كدام از آنها از يكى از كلمات اوائل سوره گرفته شده است ، هر چند در رواياتى كه بعدا در فضيلت سوره مى خوانيم تنها از ((هل اتى )) ياد شده است .
اجماع علما و مفسران شيعه بر اين است كه همه يا حداقل قسمتى از آيات آغاز سوره كه مقام ابرار و اعمال صالح آنها را بيان مى كند در مدينه نازل شده ، كه شاءن نزول آن يعنى داستان نذر على (عليه السلام ) و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسين (عليه السلام ) و فضه مشروحا خواهد آمد.


تفسير :
نطفه بى ارزش را انسان كرديم ، و تمام وسائل هدايت را در اختيارش نهاديم

مى فرمايد: ((آيا چنين نيست كه زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيزى قابل ذكر نبود))؟ (هل اتى على الانسان حين من الدهر لم يكن شيئا مذكورا).
آرى ، ذرات وجود او هر كدام در گوشه اى پراكنده بود در ميان خاكها، در لابلاى قطرات آب درياها، در هوائى كه در جو زمين وجود دارد، مواد اصلى وجود او هر كدام در گوشه يكى از اين سه محيط پهناور افتاده بود، و او در ميان آنها در حقيقت گم شده ، و هيچ قابل ذكر نبود.

در تفسير جمله ((لم يكن شيئا مذكورا)): چيز قابل ذكرى نبود نيز نظرات ديگرى اظهار شده است ، از جمله اينكه : انسان به هنگامى كه در عالم نطفه و جنين بود موجود قابل ذكرى نبود، ولى بعدا كه مراحل تكامل را پيمود به موجودى قابل ذكر تبديل شد.
در حديثى از امام باقر (عليه السلام ) نقل شده كه فرمود: ((انسان در ((علم خدا)) مذكور بود، هر چند در ((عالم خلق )) مذكور نبود)).
در بعضى از تفاسير نيز آمده كه منظور از ((انسان )) در اينجا علماء و دانشمندان است كه قبل از فرا گرفتن علم قابل ذكر نبودند، اما بعد از رسيدن به نظام علم در ميان همه مردم ، در حيات و بعد از موتشان ، همه جا ذكر آنها است .
.
به هر حال بعد از اين مرحله نوبت آفرينش انسان ، و موجود قابل ذكر شدن است ، مى فرمايد.
((ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم ، و او را مى آزمائيم ، و لذا او
را شنوا و بينا قرار داديم )) (انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتليه فجعلناه سميعا بصيرا).
((امشاج )) جمع ((مشج )) (بر وزن نسج يا بر وزن سبب ) يا جمع ((مشيج )) (بر وزن مريض ) به معنى شى ء مخلوط است .
آفرينش انسان از ((نطفه مخلوط)) ممكن است اشاره به اختلاط نطفه مرد و زن و تركيب ((اسپر)) و ((اوول )) بوده باشد همانگونه كه در روايات اهلبيت (عليهم السلام ) اجمالا به آن اشاره شده است . يا اشاره به استعدادهاى مختلفى كه در درون نطفه از نظر عامل وراثت از طريق ژنها و مانند آن وجود دارد، و يا اشاره به اختلاط مواد مختلف تركيبى نطفه است ، چرا كه از دهها ماده مختلف تشكيل يافته ، و يا اختلاط همه اينها با يكديگر معنى اخير از همه جامعتر و مناسبتر است .
اين احتمال نيز داده شده كه امشاج اشاره به تطورات نطفه در دوران جنينى است .
جمله ((نبتليه )) اشاره به رسيدن انسان به مقام ((تكليف و تعهد و مسؤ وليت و آزمايش و امتحان )) است ، و اين يكى از بزرگترين مواهب خدا است كه به انسان كرامت فرموده و او را شايسته ((تكليف و مسؤ وليت )) قرار داده است .
و از آنجا كه ((آزمايش و تكليف )) بدون ((آگاهى )) ممكن نيست ، در آخر آيه اشاره به ابزار شناخت و چشم و گوش مى كند كه در اختيار انسانها قرار داده است .
 .
ضمنا از اين تعبير استفاده مى شود كه ريشه همه ادراكات انسان از ادراكات حسى او است : و به تعبير ديگر ادراكات حسى ((مادر)) همه ((معقولات )) است ، و اين نظريه بسيارى از فلاسفه اسلامى است ، و در ميان فلاسفه يونان ((ارسطو)) نيز طرفدار همين نظر بوده است .
و از آنجا كه تكليف و آزمايش انسان علاوه بر مساءله آگاهى و ابزار شناخت نياز به دو عامل ديگر يعنى به مساءله ((هدايت )) و ((اختيار)) دارد آيه بعد به آن اشاره كرده ، مى فرمايد: ((ما راه را به او نشان داديم ، خواه شاكر و پذيرا باشد، يا كفران كننده و ناپذيرا)) (انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا).
((هدايت )) در اينجا معنى وسيع و گسترده اى دارد كه هم هدايت ((تكوينى )) را شامل مى شود و هم هدايت ((فطرى )) و هم ((تشريعى )) را هر چند سوق آيه بيشتر روى هدايت تشريعى است .
((توضيح )) اينكه از آنجا كه خداوند انسان را براى هدف ((ابتلاء و امتحان )) و تكامل آفريده است مقدمات وصول به اين هدف را در وجود او
آفريده ، و نيروهاى لازم را به او بخشيده اين همان هدايت ((تكوينى )) است .
سپس در اعماق فطرتش عشق به پيمودن اين راه را قرار داده ، و از طريق الهامات فطرى مسير را به او نشان داده ، و از اين نظر هدايت ((فطرى )) نموده و از سوى ديگر، رهبران آسمانى و انبياى بزرگ را به تعليمات و قوانين روشن براى ((ارائه طريق )) مبعوث كرده ، و به وسيله آنها هدايت ((تشريعى )) فرموده است ، و البته تمام اين شعب سه گانه هدايت ، جنبه عمومى دارد، و همه انسانها را شامل مى شود.
رويهمرفته اين آيه به سه مساءله مهم و سرنوشت ساز در زندگى انسان اشاره مى كند:
مساءله ((تكليف ))، مساءله ((هدايت )) و مساءله ((آزادى اراده و اختيار)) كه لازم و ملزوم يكديگر و مكمل يكديگرند.
در ضمن جمله ((انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا)) خط بطلان بر مكتب جبر مى كشد.
تعبير به ((شاكرا)) و ((كفورا)) مناسبترين تعبيرى است كه در اينجا امكان دارد، چرا كه در مقابل نعمت بزرگ هدايت الهى آنها كه پذيرا و تسليم شوند، و راه هدايت پيش گيرند، شكر اين نعمت را بجا آورده ، و آنها كه مخالفت كنند كفران كرده اند.
و از آنجا كه از دست و زبان هيچكس بر نمى آيد، كه از عهده شكرش بدر آيد، در مورد ((شكر)) تعبير به اسم فاعل كرده ، در حالى كه در مورد ((كفران )) تعبير به ((كفور)) (صيغه مبالغه ) آمده ، زيرا آنها كه اين نعمت بزرگ را ناديده بگيرند بالاترين كفران را كرده اند، چرا كه خداوند انواع وسائل هدايت را در اختيار آنها گذارده ، و اين نهايت كفران است كه همه را ناديده بگيرد و راه خطا برود.
ضمنا بايد توجه داشت ((كفور)) واژه اى است كه هم در مورد ((كفران نعمت )) به كار مى رود و هم در مورد ((كفر اعتقادى )) (همانگونه كه راغب در مفردات آورده است ).


عالم پر غوغاى جنين :
مى دانيم نطفه انسان از تركيب نطفه مرد و زن كه اولى ((اسپر)) يا ((كرمك )) و دومى ((اوول )) يا ((تخمك )) نام دارد تشكيل مى شود.
اصل وجود ((نطفه )) و سپس تركيب آن ، و بعد مراحل مختلف جنين ، از عجائب و شگفتيهاى بزرگ جهان آفرينش است كه با پيشرفت علم ((جنين شناسى )) پرده از اسرار آن برداشته شده ، هر چند اسرار بيشترى هنوز در پرده نهان است .
از جمله شگفتيهاى مزبور كه گوشه كوچكى را تشكيل مى دهد امور زير است :
1 - ((اسپر)) كه با آب نطفه مرد خارج مى شود موجود زنده متحرك بسيار كوچك ذره بينى است كه داراى يك سر و گردن و دم متحرك مى باشد، و عجب اينكه در هر بار انزال مرد ممكن است از دو تا پانصد ميليون ! اسپر وجود داشته باشد كه مطابق جمعيت چندين كشور است ، ولى از اين عده بيشمار، فقط يك يا چند عدد وارد تخمك شده ، و بارور مى گردد، وجود اين تعداد نطفه نر به خاطر آن است كه اسپرها براى رسيدن به تخمك و تركيب با آن تلفات زيادى مى دهند، و اگر اين تعداد عظيم نبود شايد امر بارور شدن مشكل مى شد.


2 - ((رحم )) قبل از دوران باردارى فقط به اندازه يك گردو است ! اما بعد از انعقاد نطفه و پرورش جنين به قدرى بزرگ مى شود كه جاى زيادى را اشغال مى كند و عجب اينكه جدار آن بقدرى قابل ارتجاع است كه در برابر اين حجم عظيم كاملا مقاومت مى كند.


3 - خون در ديواره رحم در عروق و رگها نيست ! بلكه به صورت ناودان در ميان عضلات جارى است ، زيرا اگر رگى وجود داشت مسلما در برابر كشش فوق العاده جدار رحم تاب مقاومت نمى آورد!


4 - بعضى از دانشمندان معتقدند كه نطفه زن داراى الكتريسته ((مثبت )) است و اسپر دارى الكتريسته ((منفى ))، و لذا به سوى هم كشيده مى شوند، اما هنگامى كه اسپر وارد تخمك شد بار الكتريكى آن را منفى مى كند و به همين دليل اسپرهاى بيشمار ديگر كه در اطراف آن وجود دارند از آن رانده مى شوند و بعضى نيز گفته اند با ورود اسپر، ماده شيميائى مخصوص ترشح مى شود كه ساير اسپرها را مى راند.


5 - جنين در ميان كيسه اى بزرگ در آبى غليظ بنام ((آمنى بوس )) غوطه ور است كه خاصيت ضد ضربه در مقابل انواع حركات تند مادر، و يا اصابت چيزى به شكم ، دارد، بعلاوه جنين را به صورت يكنواخت گرم نگه مى دارد، و تغيير حرارت خارجى در آن به زودى اثر نمى كند و از همه جالبتر اينكه او را در حالت بى وزنى قرار مى دهد، و از فشار آوردن اعضاى مختلف جنين روى همديگر كه ممكن است موجب ضايعاتى شود جلوگيرى مى كند!


6 - تغذيه جنين از طريق ((جفت )) و ((بند ناف )) صورت مى گيرد، يعنى خون مادر با تمام مواد غذائى و اكسيژن وارد جفت شده ، و با تصفيه جديدى از
طريق بند ناف وارد قلب جنين مى شود، و از آنجا به تمام اعضاى بدن پخش مى گردد.
جالب اينكه بطن چپ و راست قلب جنين با يكديگر مربوط است چون مساءله تصفيه از طريقه ريه در آنجا مطرح نيست ، زيرا جنين تنفس ‍ نمى كند اما به محض ، تولد، حفره ها از هم جدا مى شوند، و دستگاه تنفس به كار مى افتد!.

نوشته شده در یکشنبه 1393/01/17ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

شنبه 16 فروردین1393 ساعت: 9:26 توسط:رها
 امر کردید عاشق باشید و عاشق بمانید ..چشم ..اما سال نو شد خبری از عاشقانه های شما نیست ؟؟؟؟؟؟


احمدی نژاد

سلام خانم کبیری

تازه از سفر برگشته ام و تا دیشب هم میهمان داشته ایم.

خدا را شکر امسال هم مثل سال های گذشته موفق شدیم  هنگام تحویل سال به همراه بانو وعلی اصغر  در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها باشیم وبه دوستان هم دعا کردیم

فردای آن شب هم بعد از رفتن بر مزار پدر ومادرم در بقیع قم طبق برنامه به طرف کرج حرکت کردیم شب را در کرج به همراه بچه ها ودامادها و آقا پارسای عزیز  ماندیم 

فردا صبح  از طریق اتوبان قزوین به طرف چابکسر حرکت کردیم...در بین راه در امامزاده  آستانه اشرفیه برای نماز و خرید بادام زمینی معروف آنجا ماندیم وساعت 2 بعد از ظهر به روستای قاسم آباد سفلی و ویلای از پیش تهیه شده رسیدیم

روز بعد به رامسر رفتیم و...

رامسر بسیار شلوغ بود و برای بنده که کمی احتیاج به آرامش داشتم مناسب نبود

روز بعد بنا به تحقیقات اینترنتی مادر پارسا به سر ولات رفتیم جای با صفایی بود در آنجا هم برای نهار به رستوران خاور خانم که غذای بسیار با کیفیت وحالت محلی داشت رفتیم

از جاهای دیدنی هم به چشمه دمکش رفتیم.نارنج وپرتقال آنقدر روی درخت ها مانده بود که به ما اجازه می دادند  هر چقدر که دلمان می خواهد بچینیم البته به قول علی اصغر می گفت: بابا پرتقال های  این پایین درخت را همه چیده اند اگر بخواهی باید قلاب بگیری تا بتوانیم از اون بالاپرتقال  بچینیم

خود روستای قاسم آباد هم به نظرم خوب بود

 بازگشت را تصمیم گرفتیم از رامسر وچالوس به کرج برگردیم..اما چشمتان روز بد نیند در ترافیک گیر کردیم و از رامسر تا کرج را با احتساب نهار و نماز ظهر ومغرب 14 ساعت در راه بودیم..

بعد از کرج هم به گلیایگان رفتیم و از آنجا دوباره به کرج و در نهایت  به قم بازگشتیم

در این ایام در گلیایگان کرج وقم هم توانستیم در مجالس سوگواری هم شرکت کنیم

***************

خدا را شکر سفر خوبی بود به خصوص با پارسا کوچولو به ماوبانو خوش گذشت


 

نوشته شده در شنبه 1393/01/16ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |



سالی سرشار  از عشق زمینی وآسمانی را برای همه  از خداوند آفریننده عشق وزیبایی خواستارم

امیدوارم همگی سالم وسرافراز باشید

ان شاالله مثل سال های قبل هنگام تحویل سال نو سعی می کنم در حرم کریمه اهل بیت حضرت معصومه سلام الله علیها باشم

دعا گوی دوستان عزیز وبلاگ هستم

ان شاالله بعد از سال تحویل عازم شمال (قاسم اباد سفلی ) هستم و چند روزی را ستراحت می کنم

از طرف مرکز ثبت نام کردم ونام ما هم در آمد وتا 6 فروردین آنجا می مانم

نمیدانم به اینترنت دسترسی پیدا خواهم کرد یا نه بنابراین از همین جا سال نو را  تبریک عرض می کنم

سعی می کنم که جواب محبت دوستان را به هر ترتیب بدهم ولی اگر مقدور نبود از همین جا پوزش می طلبم

اگر عمری باقی ماند بحث عشق را پی گیری خواهم کرد

سعی کنید قدر یکدیگر را بدانید وبه یکدیگر عشق بورزید

عشق محبت بزرگ خداست

عاشق باشید وعاشقانه زندگی کنید

پی نوشت:برای -بانو -جمله های عمودی نوشته ام اگر توانستم در فرصت مناسب توی خونین دلان می گذارم

نوشته شده در چهارشنبه 1392/12/28ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

بانو

واژه هایم وسعت خوبی هایت را ندارند

 سکوت می کنم

شعر هایم

حرف های  شما

موسیقی ام

گام های شما 


نوشته شده در پنجشنبه 1392/12/22ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

بانو

وقتی قصد حرم می کنی

شما به ضریح  نرسیده

برکت از آسمان

بر خانه دلم می بارد

*****************

هر دعایت را

آمین گو هستم بانو

جز دعای

سفرپیش از من

***************** 

مرا ببخش را

 دیگر نگو بانو


راضی مباش 

احساس کوچکی کنم

نوشته شده در دوشنبه 1392/12/12ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |

وقتی  که دست هایت

به  آسمان بلند می شود

در زیر سایه چادر نمازت

همه آرامش می گیرند

بانو

این دست های پاک را

زیاد بالا نگه ندار

دلت به حال  فرشته ها بسوزد

ببین چقدر در تاب وتابند

نوشته شده در یکشنبه 1392/12/11ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد|

چرا گل واژه هایم را

به دامانت نریزم

بانو

بگذار همه بدانند

سال هاست

اذان صبح من

زمزمه های آرام

نماز شب توست


نوشته شده در شنبه 1392/12/10ساعت توسط ابوالقاسم احمدی نژاد| |